تبليغاتX
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
تقریبا دارم بالا میارم!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:52  توسط گاف  | 

همیشه یه چیزی برای راه رفتن رو اعصاب من پیدا میشه!
الان دلم میخواد از همه ی آدما انتقام بگیرم و بعدش سرم و زمین بذارم ...

میخوام یه جا گم و گور شم...جایی که بنی بشری نباشه سرزنشم کنه...جایی که خالی از همه چی باشه... فقط خدا باشه...خدایا! من از اینجا میترسم. از بنده هات میترسم. از خودم وحشت دارم. رو زمین احساس نا امنی میکنم...کاش میشد برای همه ی آدمای زندگیت یه یادداشت بذاری و مطمئن باشی بعد از مردنت به دستشون میرسه...توش بنویسی چه قدر دوستشون داری یا ازشون متنفری...

 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

.

.

.

اگه نباشی خودم و خلاص میکنم...

.

.

.

مواظبم باش...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:57  توسط گاف  | 

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

.

.

.

نگهش دار، به موسی شـدنش می ارزد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط گاف  |